کردان کرونی بابا کوهک
روستای بابا کوهک که به زبان خودمان روستای بابا کُهک تلفظ می شود.در گذشته
مشهور به قلعه منوری و روستای کرونی نامیده می شده و امروزه جزوء دهستان بانش
از بخش بیضاء شهرستان سپیدان می باشد.در سال ۱۳۶۹ تعداد ۲۵ خانوار با ۱۳۴ نفر
جمعیت داشته است.در این روستا ۱۱ خانوار کرد زندگی می کنند که نام خانوادگی آنان
گوران نیک بنیاد – کریمی و نبوی است.تمامی آنان کشاورز هستند و شیعه ۱۲ امام
می باشند. غیر از کردهای این روستا که اینان خود را از ایل گوران می دانند حدود ۵۰
خانوار از ایل فارسی زبان باصری در این روستا زندگی می کنند. کردان این روستا با
کردان روستای قوام آباد نسبت خانوادگی دارند و متاسفانه هیچگونه آگاهی از سابقه آمدن
خود به این روستا ندارند. غیر از این ۱۱ خانوار که از کردان در این روستا مستقر هستند
در این چند سال اخیر ۹ خانوار به شیراز و ۵ خانوار به مرودشت مهاجرت کرده اند جالب
این که کردان این روستا با کردان سنندجی مقیم شیراز و سنندج وصلت کار شده اند
روستای زنگنه کرونی
بنابر باور مردم روستای قوام آباد چیچکلو و روستای بابا کوهک قلعه ای در همین حدود
هر دو روستا به نام زنگنه کرونی یا قلعه زنگنه کرونی وجود داشته که کرد بوده اند قلعه
تخریب و ویران شده و کسی از سرنوشت مردم آنجا اطلاعی ندرند. در قبرستان روستای
قوام آباد چیچکلو چند سنگ قبر از کردان زنگنه کرونی وجود دارد که قدیمیترین آنها
مربوط به تاریخ ۱۲۴۲ هجری قمری می باشد.
در فرهنگ و رسوم هر قوم و ملتی لباس یکی از اجزای نمادین برای نشان دادن قدمت تاریخی آن ملت و نشان دهنده ی ساختار ارزشی آن ملت است.ملت کرد نیز دارای لباسی مخصوص به خود می باشد که در هر جای دنیا این لباس با نام کرد شناخته شده است. طراحی لباس کردی به شکلی است که مرد با آن مرد است با همان مردانگی و ابهت یک مرد و زن نیز یک زن با همان زیبایی که باید باشد و ضرافتی که در وجودش هست.


پوشاک مردان و زنان کرد شامل تنپوش، سرپوش و پایافزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزا، بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشنها با یکدیگر تفاوت دارد. هرچند پوشاک نواحی مختلف کردستان مانند اورامان، سقز، بانه، گروس، سنندج، مریوان و... متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند. پیش از ورود پارچه، کفشهای خارجی و سایر محصولات داخلی به کردستان، بیشتر پارچهها و نیز پایافزار مورد نیاز توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می شد.از نظر بافت پارچه، منطقه سقز و از نظر ساخت پایافزار «گیوه» یا «کلاش» و «کالی» اورامانات و آبادیهای پیرامون کوهستان شاهو مانند هجیج، نودشه و آبادیهای نوسود شهرستان پاوه چون میریه، خانهدره، مژگان، مزوی و وزلی از عمدهترین نواحی بافت و صدور پارچه و پایافزار در استان به شمار میرفتند. جولایی و بافت پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، برمال، جاجم، بره، پوشمین، موج، جوراب، دستکش، زنگال و کلاء به عنوان حرفه یا کار جنبی بخشی از آبادی نشینان مناطق مختلف کردستان محسوب میشد. در چهار قسمت کردستان که شامل کردستان ایران،عراق، ترکیه و سوریه میباشد شاهد پوشش های گوناگونی از لباس کردی می باشیم به گونه ای که با کمی تغییر نسبت به یکدیگر شکل و ریخت زیبای خود را دارا می باشد که شکل و ریخت و قیافه ان برگرفته از نیاکانشان و با توجه به شرایط اب و هوایی و اقلیمی سازگار و درست شده است که ان را در جایگاه مهمی قرار داده است.لباس مردانه از قسمتهای زیر تشکیل می شود:
1.كه وا پاتول : كه به جای كت و شلوار معمولی می پوشند ولی شكل و دوخت آنها غیر از مد كت و شلوار ی است كه معمول می باشد. كه وا یا كت لباس كردی تقریبا به صورت یک ژاكت نظامی می دوزند با این تفاوتکه كه وا جیب های كناره ای ندارد و ضمنا چاك آن كاملا از طرفین راست و چپ باز می شود بعلاوه غیراز چاك كناره ای آستینهایش چاك دارا ست
دوخت شلوار كردی یا پاتول بدین ترتیب است كه دهانه ای تنگ و بدنه ای گشاد دارد و به جای كمر انتهای آن را كه گشادیش بیش از دوبرابر یك شلوار معمولی است با بندی كه دخین نامیده می شود و از توی قسمت تا شده آن لیفه گذشته می بندند و از كمر به پایین كه وا را داخل پاتول كرده و بند پاتول را روی ان می بندند
2. پشت تندp-shttend: از پارچه گلدار به طول شش متر درست می شوند بدین ترتیب كه پارچه را از سمت عرضش تا كرده می دوزند و بعد آن را به صورت مختلف ساده و گره چین به كمر می بندند آنهای كه صاحب اسلحه ی كمریند آن را روی پشت تند می بندند و خنجر را بین پشت تند و كه وا فرو می كنند
3.پچpech پارچه ای است سه متری و اغلب گلدار كه تارهای از آن جدامی كنند و به شكل جالبی طوری كه تارهای ان در طرفین صورت آویزان گردد به دور سر می پیچند .پچ را كه در نواحی سقز مرز می گویند روی كلاه مخصوص به نام عارقچین می بندند عارقچین را از نخ و مخصوصا از نخ های قرقره ای با میل قلاب می بافند و این كار مخصوص زنان و دختران كرد است اغلب برای زیبایی بیشتر آن را از نخهای سیاه وسفید و به مقدار كم نخهای رنگین پر نقش می بافند.
البته شایان ذکر است که پیچ فقط مخصوص اکراد(کردها) نبوده در اکثر مناطق خاورمایانه مردها پیچ می بندند،برای نمونه در هندوستان ، پاکستان،افغانستان،مناطق عربنشین و... ولی پیج هر قومی جداست و مخصوص آن قوم.
4.كراس: كراس همان پیراهن است با این تفاوت كه اولا یقه ندارد و بعلاوه به انتهای آستینها نیز دنباله ای به نام سورانی می دوزند كه آن را درحالت عادی روی آستین كه وا می بندند و در مواقع اضطراریو مخصوصا در مواقع جنگ دو سر سورانی بهم گره زده و به گردن می آویزانند و نیز همین سورانیها باعث تسهیل بالا زدن آستینها در مواقع شستن دست و صورت می باشند.

لباس زیبای زنان کرد نیز شامل قسمتهای زیر است:
برید ادامه مطلب......
ادامه مطلب
رقص کردی(ههلپهرکی: Helperkê، ههلپهرین، Helperîn: رقصیدن)، رقصی گروهی و شامل چند نوع است. در تمامی این رقصها گروه که به صورت حلقهای دور هم گرد آمدهاند از چپ به راست حول نقطه ای میگردند.
در این رقصها یک نفر راهنمای صف رقصندگان میشود و با چرخاندن دستمال و آغاز حرکات رقص را به بقیه منتقل میکند. به این فرد راهنما «سرچوپیکش» گفته میشود. در صف رقص هر کس با دست چپ، دست راست نفر بعد را میگیرد که اصطلاحاً این حالت را " گاوانی" مینامند. گاهی گاوانی به معنی انتهای صف نیز میآید. شیوه گرفتن دست همدیگر توسط افراد گروه بستگی به نوع رقص دارد.
رقص کردی در زمان های قبل از اسلام ذکری بود برای خداوند وهمچنین در اکثر مواقع آنرا در مقابل معبد آناهیتا و برای باز گو کردن وقایع جنگهایشان به نمایش می گذاشتند

رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو (یعنی گندم و جو) مینامند (در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند)
• در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید
تقسیمبندی رقصهای كوردی
رقصهای محلی كوردی را به دو دسته میتوان تقسیم نمود:
۱- رقصهای مذهبی
۲- رقصهادی محلی كردی (عشیرهای)
الف - رقصهای مذهبی:
منظور از این رقصها، حركات پر شور در اوایش میباشد كه به سماع معروف بوده و در تكایا اجرا میشود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حركات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیك هماهنگ كرده اصطلاحاً در وجد به سماع میپردازند. که در قسمتهای بالا توضیح داده شد .
ب - رقصهای محلی كوردی عشیرهای:
رقصهای محلی كوردی را میتوان از ریشه دارترین و كهنترین رقصها دانست. هل پرین (حمله كردن) یا رقص كوردی در گذشته صرفاً با هدف آماده سازی و تقویت نیروی جسمانی و روحی مردم مناطق كوردنشین انجام میشد چرا كه مردمان این مناطق در گذشتههای نه چندان دور همواره شاهد جنگهای قبیلهای بودند و همین امر حفظ و آمادگی همیشگی را طلب میكرد لذا مردمان این مناطق در وقفههای بین جنگها و به مناسبتهای مختلف دست در دست یكدیگر آمادگی رزمیو شور و همبستگی پولادین خویش را به رخ دشمنان میكشیدند.
رقص كوردی را یك رقص رزمیمیدانند كه دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یاد آور یكپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار میباشد.
امروزه مجموع این رقصها را چوبی میگویند كه معمولاً به صورت دسته جمعی اجرا میشوند.
رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو(یعنی گندم و جو) مینامند( در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند.)
در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید.
در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در كنار سر چوپی كش به گونهای قرار میگیرند كه هر یكی با دست چپ دست راست نفر بعد را میگیرد اصطلاحاً این حالت را گاوانی نامیده میشود.

در رقصهای كوردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یكپارچگی یك قوم ریشه دار را به تصویر میكشند برخی رقصهای كوردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا میشوند و در برخی از رقصها یكی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی میپردازند و در این حالت معمولاً رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی میكند كه اصطلاحاً به این نوع رقص دو دستماله میگویند و بیشتر در كرمانشاه مرسوم است.

ادامه مطلب
كردستان همواره بخشي از سرزمين و دياري بسيار بزرگ و آباد به نام « دينور » يا « ديناور » بوده كه آشو زرتشت ، پيامبر ايراني ، در شمال آن زاده شده است .
به دليل موقعيت طبيعي و ويژگيهاي جغرافيايي استان كردستان ، مي توان آن را يكي از پرجاذبه ترين و ممتازترين كانون هاي فرهنگ و تاريخ و به طور كلي ميراث فرهنگي كهن ايران معرفي كرد . كردستان تا به امروز ميراث دار فرهنگ دورة ماد و اشكاني بوده و اين در گويش ها ، آيين ها ، موسيقي و ... مردم اين سرزمين تجلي يافته است .
مردم اين سامان از آغاز ورود اسلام به ايران ، به دين مبين اسلام گرويده و در راه اعتلا و رويج آن فداكاري ها كرده اند كه براي نمونه مي توان به رشادت هاي صلاح الدين ايوبي سردار كُرد در جنگ هاي صليبي اشاره كرد .
نژاد كرد از كهن ترين نژادهاي خاورميانه است و كردستان مهد تمدني كهن شناخته شده است . امروز مسلم شده است كه كردها از قديمي ترين نژاد آريايي بوده اند . براساس بررسي هاي علمي ، قوم كرد از اعقاب عشاير زاگرس « گوتي » و «لولويي» به شمار مي رود كه در روزگاران قديم در محدودة رشته كوههاي زاگرس ساكن بوده اند .
در بارة ريشة واژه « كرد » يا « كورد » اختلاف نظر وجود دارد ؛ عده اي آن را به واژه « كوردخ » كه « گزنفون » در كتاب « بازگشت ده هزار يوناني » از آن نام برده است ، متعق مي دانند و دستة ديگر ، آن را از واژه « كورتي » مي دانند . كورتي نام مردمي بوده است كه در نزديكي درياچة اروميه
مي زيسته اند .
امروزه اين اعتقاد كه كردها يكي از اقوام ماد هستند قوي تر است . تاريخ مادها با تصرف شهر نينوا آغاز مي شود كه در سال 612 پيش از ميلاد به دست كياسار ، پادشاه مادها ، اتفاق افتاد. كتيبه هاي آشوري كردها را « كورتيك » و « كورد كورتي » خوانده اند و نياكان آنان را « كاسو » يا « كاسيت » مي دانند كه در 1800 سال پيش از ميلاد در بابل حكومت ميكرده اند.
اگر چه پاره اي از شهر نشينان اين استان تحت تاثير فرهنگ جديد در سراسر ايران قرار گرفته اند اما اكثر روستاييان سنت هاي محلي خود را حفظ كرده اند كه اين امر در لباس پوشيدن آنها كاملاٌ مشهود است . به طور كلي به علت موقعيت كوهستاني اين استان ، لباس مردم معمولاٌ پشمي است ، ولي شكل و دوخت پوشاك به مقتضيات محيط زيست و نياز آنان بستگي دارد ؛ به عبارت ديگر ، در پوشش و لباس مردم مناطق مختلف استان ، تفاوتهايي نيز به چشم مي خورد . پوشاك مردان و زنان كردستان امتيازات خاص خود را دارد . لباس مردان كرد كه يكي از زيباترين لباس هاي محلي و سنتي ايران است ، از اجزايي مثل شلوار ، جليقة نمدي ، كلاه ابريشمي با دستمالي به دور سر ، پوزوانه يا ساق بند پشمي و چند قسمت ديگر تشكيل مي شود .
مردم كردستان معمولاٌ مسلمان و بيشتر ، اهل تسنن و شافعي مذهب هستند و عدة كمي نيز از اقليت هاي ديگر ( يهودي و مسيحي ) در این استان زندگي مي كنند كه بيشتر آنها در سنندج و
عده اي نيز در كامياران سكونت دارند
دوره زندیه
همان گونه که قبلا نیز اشاره شد بیشترین اطلاعات ازکردان فارس در دوره زندیه می باشد که به همین سبب در این جا به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد :
ایل زند یکی از شاخه های ایل های ایرانی نژاد بوده اند و با یکی از گویش های لری صحبت می کرده اند . ایل زند زیرگروه قبیله لک بوده است .
در سده دوازدهم جمعیت این ایل آن چنان زیاد نبوده است .با توجه به این که بیشتر منابع ایل زند را لر ذکر می کنند اما در کتاب " کرد در دایره المعارف اسلام ص 97 " چنین آمده است :
" زندیه یک طایفه کرد بوده و در درجه اهمیت قرار داشت . آنها بین همدان و ملایر در ناحیه ای که قبلا ایغار نامیده می شد، زندگی می کردند .در زمان نادر شاه به خراسان کوچانده شدند اما پس از مرگ نادر شاه دوباره به موطن خود بازگشتند."
دوره کریم خان زند:
مردم شیراز و فارس کریم خان را لر می دانند . در برخی منابع نوشتاری هم وی را لر لک ذکر کرده اند .یکی از پژوهشگران کرد ، کریم خان زند را از طایفه کرد لک می داند (زه کی به گ ، محمد ئه امین ، کورد و کوردستان ، چاپ بغداد 1932 میلادی جلد 1)
هم چنین کنسول ا. آرلف ( به نقل از آکوپوف ص 84 ) می نویسد :" کریم خان زند ، خودش زنگنه بود "
به هر روی کریم خان زند ، در سال 1164 ه.ق . شیراز را به پایتختی برمی گزیند و چند طایفه کرد را از کردستان به شیراز می آورد از جمله طایفه احمدوند ، کرونی ، کلون عبده و ایل بایروند.( نکته جالب این که در شهرستان کازرون و در نزدیکی دریاچه پریشان دو روستا به نام های کلونی و عبده ای وجود دارد که می تواند نشان از نامگذاری این روستا به دلیل همین طایفه بوده باشد ) .افزون بر اینها حدود 90 هزار نفر از ایلات بختیاری، زنگنه ، وند و لیلاوی را مانند گروه احمد وند و کرونی در نزدیکی شهر شیراز اسکان می دهد.(کتاب مجمع التواریخ ، ص 342 و تحفه العالم، ص145( به نقل از: ورهرام ،ص 182)) . البته در منابع دست اول زندیه هم می بینیم که طایفه مافی ( در کتاب عبدالکریم شیرازی ،ص132آمده است که :"مافی از قبایل لک که در حوالی قزوین اسکان دارند " ، طایفه باجلان ، طایفه چگنی و ... نیز در شیراز و فارس بوده اند .( به نقل از ابوالحسن غفاری کاشانی در کتاب گلشن مراد که به اهتمام غلامرضا طباطبایی مجد در سال 1369 در انتشارات رزین چاپ گردیده است ، ص .758(این کتاب برای نخستین مرتبه در سال 1369چاپ گردید و اطلاعات فراوانی در زمینه کردان ایران در دوره زندیه ارائه کرده است که هیچ یک از پزوهشگران کردشناس در آثار خود از این کتاب استفاده نکرده اند)،)
هم چنین در این زمینه اکوپوف در صفحه 69 (به نقل از هدایت در کتاب تاریخ زندیه ،تهران ،1955 ) چنین می نویسد :
"از اخبار منابع در می یابیم که کریم خان زند در سده هیجدهم میلادی ، بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد و درآنجا پیشینیان سنجابی ها – پیشینیانشان ، نه اینکه خودشان – در کنار کردان زنگنه در نزدیکی شیراز می زیسته اند . آنها را بختیار خان ، دوباره به کردستان آورد."
یکی از پژوهشگران معاصر ( ورهرام ، ص 182) اظهار نظر کرده است:" کریم خان زند به دلایل سیاسی و آرام نگه داشتن قبایل مختلف و هم چنین رونق شیراز گروههای مذکور را مجبور به اقامت در شیراز نموده است" اما از لحاظ منطقی این مساله دور از ذهن به نظر می رسد که آدمی 90 هزار و حداکثر دو تا سه برابر این تعداد را در شهر شیراز و اطراف آن اسکان بدهد ،چه معمولا تمامی اینان از عشایر بوده اند و سرکش و نافرمان و کنترل آنها در داخل شهر و اطراف آن نهایت مشکل بوده است . حال اگر نظریه کرد بودن کریم خان زند را بپذیریم ، به نظر پژوهشگر ارجمند دکتر صداقت کیش ، توجیهی منطقی است که کریم خان زند از کردان ، برای پشتوانه خود به شیراز و اطراف آن بیاورد . وجود کردان بیشمار و نقش آنها در دوره این پادشاه ، در شیراز و فارس و بازماندگان کنونی کردان در فارس تا اندازه ای این مساله را تایید می کند . درحال حاضر روستایی به نام کرونی در هفت کیلومتری جنوب شهر شیراز قرار دارد که گرچه به ظاهر کرد نیستند اما نام یک طایفه کرد بر روی یک روستا در مجاورت شیراز دلیلی بر این مدعاست.
به هرحال کردان در دوره کریم خان زند دارای نقشی اساسی بوده اند که بعضی از انها در ادامه خواهد آمد.
دو فرزند کریم خان زند دارای مادرانی کرد بوده اند و تردیدی نیست که کریم خان زند با وصلت با کردان موقعیت خود را از لحاظ پشتوانه بیشتر تثبیت می کرده است .
1-بزرگترین پسر کریم خان زند به نام ابوالفتح خان ، از مادری کرد قوچانی ، خواهر اسماعیل سلطان کرد قوچانی ،در سال 1169 قمری به دنیا می آید و در سال 1201 در می گذرد ." آرامگاه این شاهزاده امروز در گوشه هنرستان مجاور بقعه مبارکه علی بن حمزه در شهر شیراز ، قرار دارد . "
2- سومین فرزند کریم خان ، به نام محمد ابراهیم خان بوده است که از بطن دختر محمد رضا خان کلهر در سال 1182 به دنیا می آید و در سال 1216 در نهاوند در می گذرد .
وقایع دوره کریم خان زند و جانشینان کریم خان زند و هم چنین شرح حال کردان فارس در دوران قاجار و پهلوی در مطالب بعدی به میان خواهد آمد .
و چند کلام با گویش زیبای کردی کرونی برای تشکر و سپاس از تمامی دوستان عزیز که با پیام های خودشان مشوق بنده بوده اند :
"له گره له گشت هه دوسل و برا و خوویش که کان عزیز که تا اینه و پیامه له که یان منی ، ارای ادامی ای ریه که ، وه پیش گه رته مه ته شویق کرده نه، ته شکور اکه م ، و له گشته یان اتوه وه م که اگه انتقاد و یا نظری و یا اطلاعاتی درن ، ارام نو ایمیل رد کن بیه ، تا وه نوی خوه یان گره بنیسم ."
در آینده و پس از پایان گزارش وقایع تاریخی کردان فارس سعی خواهم نمود مقداری از تاریخ فاصله گرفته و به ارائه مطالبی مربوط به زندگی کنونی کردان فارس در شیراز و روستاهای کردنشین فارس و عکس هایی از بزرگان و پیشکسوتان آنها بپردازم و مطالب بیشتری نیز در مورد آداب ، رسوم ، عقاید ،گویش ، کلمات و ساختار زبانی و سنت های رایج در بین آنها نگارش خواهم نمود.
امیدوارم در این راه دوستان کرد زبان هم چون گذشته مساعدت و همکار ی خود را از من دریغ ننمایند ، چرا که بدون همکاری آنها ادامه راه امکان پذیر نخواهد بود .
در حال حاضر در استان فارس ، گروهی از کردان زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود 1000 خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند
این افراد دارای ویژگی های زیر می باشند
1- زبان و گویش آنان کردی است
2- مذهب آنان شیعه 12 امامی است
3- در زمینه چگونگی حضور در این منطقه اتفاق نظر ندارند( بعضی معتقدند در زمان کریم خان زند به شیراز آمده اند و بعضی می گویند از کرمانشاه آمده اند و گروهی می گویند از کردستان آمده اند و ...)
4- همگی قریب به اتفاق آنان تا سالهای 1341 که اصلاحات ارضی در زمان پهلوی صورت گرفت بصورت عشایری زندگی می کرده اند ولی اینک تقریبا بیشتر آنها اسکان یافته و در روستاها و شهرهای شیراز و کازرون و بیضاء و .... ساکن شده اند .
5- سردسیر این گروه روستای چهل چشمه کرونی در 40 کیلومتری غرب شیراز در بخش ارژن از شهرستان شیراز بوده و گرمسیر آنان منطقه سرقنات در منطقه دشتک در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون می باشد .گرچه طول ایل راه این گروه 128 کیلومتر می باشد اما عده ای از آنها در روستای قوام آباد چیچکلو و روستای مجاور آن از بخش بیضا سپیدان می باشد که احتمال می رود این ایل راه در زمانهای قدیم تا آن منطقه نیز ادامه داشته است و حتی بیشتر از آن .
6- دو روستای چهل چشمه کرونی و قوام آباد چیچکلو تقریبا بصورت 100 درصد جمعیت انها کرد می باشد و تعداد کمی از آنان ترک و لر و فارس ( تاجیک ) می باشند ولی در سایر روستاها جمعیت بصورت ترکیبی از کردان و ترکان قشقایی و فارسها می باشد
7- آشنایی و ارتباط کردان روستاهای قوام آباد چیچکلو و چهل چشمه کرونی بسیلر محدود می باشد و عموما از هم اگاهی و اطلاع ندارند و از لحاظ پیوند های زناشویی هیچ گونه ارتباطی مشاهده نمی شود و فقط بعضی از ترکان چهل چشمه کرونی مدعی هستند اجداد آنها از کردان مستقر در بیضاء ( که احتمالا از همان کردان قوام آباد چیچکلو باشند ) می باشند
8- با توجه به دورافتاده بودن روستای قوام آباد چیچکلو خصوصیات فرهنگی و اجتماعی آنان با دیگر کردان کرونی فارس تفاوت دارد
9- توزیع جغرافیایی و پراکندگی روستاهایی که دارای کردان کرونی می باشند به شرح زیر می باشد:
9-1- روستای چهل چشمه کرونی در بخش ارژن شهریتان شیراز که مرکزیت دهستان دشت ارژن با این روستا می باشد
9-2- روستای خیرآباد کرونی در بخش مرکزی شهرستان کازرون
9-3-روستای بهرام آباد کرونی در شهرستان کازرون
9-4- روستای وفادارآباد از شهرستان کازرون
9-5- روستای شیخی از شهرستان کازرون
9-6-منطقه سرقنات در دشتک در جنوب شرقی شهر کازرون
9-7- روستای قوام آباد چیچکلو از بخش بیضاء شهرستان سپیدان
9-8- روستای باباکوهک از بخش بیضاء شهرستان سپیدان
9-9- شهر کازرون بویزه منطقه بهشت زهرا در شمال شهر کازرون
9-10-شهر شیراز ( شهرک های غربی و جنوبی شهر شیراز از جمله میانرود ( بهارستان) ، والفجر ، سجادیه سیمان ، عادل آباد ، گلستان ، قصر قمشه ،فرهنگیان و ...)
10-معنا و مفهوم واژه "کرونی" را معمولا افراد این ایل نمی دانند ولی احتمالا اصل این واژه " کرهانی" بوده است که بصورت کرانی نیز آمده است .
آکوپوف در کتاب خود می نویسد :
« بخش باقی مانده از ایل] زنگنه[ در فارس تا همین چندی پیش هم چنا خود را کورونی ]کرونی [ که می نماید شکل تحریف شده " گورانی " باشد می نامند »
این نویسنده به نقل از هدایت در کتاب تاریخ "زندیه" چنین می نویسد :
«از اخبار منابع در می یابیم که کریم خان زند در سده هیجدهم میلادی ، بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد و در آنجا پیشینیان سنجابی ها – پیشینیان ، نه این که خودشان – در کنار کردان زنگنه در نزدیکی شیراز می زیسته اند . آنها را بختیار خان ، دوباره به کردستان آورد »
در قبرستان قوام آباد چیچکلو سنگ قبرهایی با واژه" کرانی" وجود دارد که کهن ترین آنها مرب.ط به تاریخ 1248 می باشد که 55 سال پس از مرگ کریم خان زند می باشد
11-کردان روستای قوام آباد چیچکلو خود را از طایف لک می دانند که هیچ اثر نوشتاری از آنها وجود ندارد
12-در میان نام خانوادگی افراد روستای قوام آباد " گوران نیک بنیاد" وجود دارد که خود را از ایل گوران می دانند در میان نام خانوادگی روستای بهرام آباد کرونی کازرون نیز نام خانوادگی "زندی " وجود دارد که شاید تاثیر پذیریث از ایل زند باشد . با توجه به وجود تعداد بیشمار سنگهای قبر قبرستان قوام آباد در سده سیزدهم هجری قمری ، تعداد کردهای زنگنه در آن منطقه زیاد بوده است. در قبرستان روستای خیرآباد کرونی فقط یک قبر با نام" زنگنه" از سال 1368 هجری قمری وجود دارد
13- یکی دیگر از نکات مجهول در مورد کردان کرونی در شیراز وجود یک روستای فاقد کرد در 7 کیلومتری جنوب شهر شیراز می باشد که اکثر آنها که حدود 200 خانوار می باشند که 120 خانوار انها دارای اصالت ترک قشقایی می باشند و یا از اهالی کوهمره سرخی هستند . بقیه از نقاط دیگر فارس می باشند که در این منطقه سکونت دارند . جالب این که در بین افراد این روستا افراد زیادی دارای نام های خانوادگی"کرونی" ، "کرانی نژاد" و "کرانی" و ... می باشند با توجه به این که کریم خان زند کردان زیادی از همرزمان و همراهان خود را در مجاورت شهر شیراز سکنی می دهد تردیدی وجود ندارد که افراد و خانوارهای قدیمی و اولیه ساکن این روستا از بازماندگان کرد بوده باشد و این منطقه یکی از مناطق کردنشین شیراز بوده باشد که بتدریج با مهاجرت سایر افراد حضور کردان در این روستا کمرنگ شده است و در حال حاضر نیز این خصوصیت از بین رفته است . در بررسی سنگ قبرهای روستای کرونی قدیمی ترین سنگ قبر مربوط به سال 1132 ه . ق و سپس 1236ه . ق می باشد که در نوشتار هیچکدام نامی از طایفه یا نژاد و گروه کرانی ذکر نشده است .
14- در کتاب وقایع اتفاقیه("گزارش های خفیفه نویسان انگلیس" که به کوشش" سعیدی سیرجانی " در سال 1361 در انتشارات "نشر نو" چاپ شده است )از طایفه کرانی و افرادی که از این طایفه بوده اند وقایعی ثبت شده است :
«امان الله خان کرانی یا سرمست کرانی در سال 1301 ه.ق به صحرای بیضاء( از شهرستان سپیدان ) می روند که همان منطقه قوام آباد چیچکلو می باشد . نکته دیگر این که در یک جا در این کتاب از شخصی به نام محمدعلیخان کرونی نام می برد»
تردیدی نیست که اصل واژه" کرونی" واژه "کرانی" بوده باشد نکته دیگر این که در حال حاضر کرانی ها خود را لر و زند می دانند در حالی که کرونی ها خود را کرد می دانند
در همان کتاب ذکر شده است که طایفه "کرانی و لرها" در شیراز هر دو از نوکران " قوام الملک" بوده اند در حالی که" کردان کرونی" شهرستان کازرون زیر چتر کلانتر طایفه کشکولی از ایل قشقایی بوده اند .
15- در کتابی با نام "دو سفرنامه از جنوب ایران" که توسط دو نفر از صاحب منصبان و مهندسان دوران قاجار در زمان انجام ماموریت نظامی برای شناسایی راههای داخلی جنوب برای انتقال ادوات نظامی از بوشهر به مرکز(تهران ) در سالهای 1256 و 1307 هجری قمری نگاشته شده است و به تصحیح و اهتمام سید علی آل داوود توسط انتشارات امیبرکبیر در سال 1377 چاپ شده است و نسخه خطی آن در کتابخانه ملی و مجلس موجود می باشد آمده است :
«
وقایع یوم ششم شهر ذیحجه الحرام مطابق
سیچقان ئیل خیریت دلیل سنه 1256
( محال خانه زنیان )
از اقبال بی زوال خدیو بی همال و شاهنشاه ظفرمند بلند اقبال روحنا فداه از بلده شیراز حرکت و روانه محاق «خان زنیان» و مسافت این راه هشت فرسنگ تمام است و از اصل بلدهخ الی باغی که موسوم به باغ شاه چراغ است راه صاف و هموار است . بعد از آن همه جا دوفرسنگی کاروانسرا باید روی به فراز رفت و کاروانمسرای مزبور در سمت راست رودخانه مسمی به «قره غاج» واقع و نزدیکی کاروانسرا نهر آبی است که از سمت چشمه صفا و شمال کاروانسرا می آید و متصل به رود خانه می شود و رودخانه مذکور همه جا مارپیچ می رود و آبش بسیار صاف و شیرین و گواراست . و کل این صحرا چمن و سبزه زار و مرتع دواب و اغنام ایلات کرانی و جامه بزرگی است و شمال کاروانسرا به قدر هشتاد درجه میل به مغرب راهی است که مستقیم به قبعه سفید می رود و در همین راه به فاصله نیم فرسنگ از کاروانسرا مکانی است که نزاع کلی در میان لشکر امیرتیمور و شاه منصور اتفاق افتاد و لشکر شاه منصور شکست خورده روی به هزیمت نهادند و اصل خانه زنیان جزء بلوک «کوهمره» ماصرم است »
"مختصری از این کتاب در آینده ذکر خواهد شد "
با توجه به این موضوع حضور ایلات" کرانی" که همان" کرونی " می باشد در بخش ارژن (از غرب شیراز و خان زنیان تا چهل چشمه کرونی ) حتمی می باشد و نشان دهنده تملک و استقرار این مناطق توسط اجداد کردان کرانی ، کنونی دارد
اگه مطلب طولانی شد برای این بود که تلافی چند ماه تاخیر رو کرده باشه
با مطالب اختصاصی در مورد هر کدام از این روستاها در آینده در خدمت شما بزرگوراران خواهم بود

ـ جمعیت :
این استان بنا بر برآوردهای سال 1385 مجموعا 1.902.760 نفر جمعیت دارد. مرکز این استان شهر کرمانشاه است که دارای حدود 570.567 نفر جمعیت است که حدود 3 درصد از جمعیت کل کشور را شامل می شود و از این نظر در کل کشور دارای رتبه سیزدهم است . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستائی زندگی می کرده اند و بقیه جمعیت به صورت غیر ساکن می باشند . در این استان در مقابل هر 100 نفر زن ، 106 نفر مرد وجود داشته است . این نسبت در بین اطفال کمتر از یک سال برابر 107 نفر و در بزرگسالان 65 ساله و بیشتر معادل 137 نفر بوده است .
از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار داشته اند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کمتر از 15 ساله می باشند .
در سال 1375 میزان با سوادی در جمعیت 6 ساله و بالاتر استان به 57/76 درصد میرسد که این رقم در نقاط شهری 14/97 درصد و در مناطق روستائی و غیر ساکن 30/92 درصد به دست آمده است . به عبارتی دیگر در استان به طور متوسط از هر 10 نفر 9 نفر با سواد می باشد .

ـ نژاد :
اگر چه اظهار نظر درباره نژاد کرد ، کاری بس دشوار است ولی به نظر می رسد کردهای کرمانشاه ، همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران می باشند . این قوم یکی از شعبات نژاد آریایی است که از هزاره دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند .
کردها مردمانی ایرانی تبارند که زبان ، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پیوند با دیگر مردمان در قلمرو زیست اقوام ایرانی است . در اسناد سومری و آشوری از بخشی از اقوام ساکن در سرزمین کوهستانی شرق آشور ، شمال شرق و شرق بین النهرین و سرزمین سومر به نام کرتی یا گودی و کارتی و کارد نام برده اند و در منابع ارمنی واژه کردوخ بر اینان اطلاق شده است . در آثار یونانی سده چهارم پیش از میلاد صریحاً به واژه کردوخی اشاره شده که محققین معتقدند کردوخی که با کردها ارتباط نژادی داشته اند . از زمان هخامنش تا دوره پس از اسلام اینان به نام « کورد » و « کرد » نامیده شده اند .

ـ زبان گویش :
زبان اهالی کرمانشاه کردی است ، زبان کردی خویشاوند نسبی زبان فارسی است زیرا اشتراک قواعد دستوری و ذخیره لغوی زبان های ایرانی نتیجه خویشاوندی نسبی آنها است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است به علت داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال نفوذ زبان های دیگر در این زبان قابل توجه است . زیرا از زبان های عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است .

سابقه تاریخی کردها و پراکندگی آنان موجب پیدایش گویش های بیشماری شده است که از جمله آنها عبارتند از :
ـ گویش کردی کلهری :
این گویش کردی بیشتر در میان افراد کلهر مورد استفاده واقع می شود و مناطقی که تقریباً با این گویش سخن می گویند شامل ایلات زنگنه ، سنجابی ، احمدوند ، بهتوری ، نانکلی ، پایروندها ،اهالی قصرشیرین ، سرپل ذهاب ، قلخانی ، کرندی ، قلعه زنجیری های ساکن کرمانشاه ، صحنه و مردم دینور است . با این تفاوت که تلفظ و لغات مردم کلهر اصیلتر و در سایر نقاط با توجه به همجواری با گویش های دیگر کلمات تغییر یافته است .
ـ گویش کردی اورامی :
اکثر مردم دو ایل بزرگ لهونی در منطقه اورامان جنوبی در کرمانشاه و همچنین طوایف اورامان تخت و اورامان رزاب در حوالی کردستان و نیز ایل بزرگ باجلان که تعدادی از آنها در دشت ذهاب و بسیاری در حوالی خانقین زندگی می کنند . چندین روستا در منطقه گوران و تمامی مردم کندوله در دینور به این گویش تکلم می کنند .
ـ گویش کردی سوراانی :
طوایف متعدد جاف جوانرود و تعدادی از طوایف مهاجرگوران ، مردم دشت ذهاب و جیگیران ، سراسر بخش روانسر و تیره هایی از اهالی سنجابی با این گویش سخن می گویند . این گویش شیوه ساده ای از کرمانج است .
ـ گویش لکی :
اهالی هرسین ، طوایف کاکاوند ، بالاوند ، جلالوند و عثمان وند به این گویش تکلم می کنند . این گویش آمیخته ای از گویش کردی کلهری و لری است . همچنین لغاتی از گویش اورامی نیز دارد .
علاوه بر گویش های کردی ، مردم کرمانشاه به زبان فارسی کرمانشاهی و مردم سنقر به زبان ترکی تکلم می کنند . لهجه فارسی کرمانشاهی خاص این دیار است . این لهجه از لحاظ ضرب المثل غنی است و واژگان کردی دگرگون شده با پرداخت در جملات فارسی کرمانشاهی ، جان می گیرد و کاربرد می یابد .
ـ مذهب :
اکثریت قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان تشکیل می دهد که در حدود 7/99 درصد می باشد . در میان پیروان اسلام بیشتر شیعیان و درصدی نیز اهل تسنن می باشند . گروهی نیز زیر پوشش بدعت های دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه می دهند .
به طور کلی اقلیت های مذهبی استان در مجموع 17/0 درصد از کل جمعیت را تشکیل میدهند که مهمترین آنها زردشتیان با 12/0 درصد مسیحیان 2/0 درصد و کلیمیان 3/0 درصد از کل جمعیت را دارد

طبقه بندی زبان کردی:
- گروه کرمانجی
- گروه زازا_گوران
- گروه گویشهای جنوبی
۱. گروه کرمانجی نیز خود به دو گویش عمده بخش میشود:
۲. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش میشوند:
۲. گروه گویشهای جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) هستند.
در این میان در کتابها، روزنامهها، مجلهها و نیز در پخش برنامههای رادیو و تلویزیونی از کرمانجی در مناطق شمالی و سورانی در مناطق جنوبی استفاده میشود.
_____کرمانجی (شمالی)
|
_کرمانجی___ |
| |_____سورانی (میانی)
کردی________ |
| ______زازاکی
| |
|_زازا-گورانی|_____ اورامانی
| |
| |______گورانی
|
| _____لکی
| |
|_گویش جنوبی |______فیلی
|
|_____کلهری
|
| ||||||
| DatsoGallery Multilingual By Andrey Datso | ||||||

ادامه مطلب
ارتفاع اسب كردي بین ۱۴۸- ۱۴۵ سانتی متر است و در حال حاضر براي بازی چوگان مورد استفاده قرار مي گيرد.

ادامه مطلب
| kurdish dress Category : Kurdish Dress Price : 280.00$ |
| kurdish dress Category : Kurdish Dress Price : 150.00$ |
| kurdish dress Category : Kurdish Dress Price : 180.00$ |
| kurdish dress Category : Kurdish Dress Price : 185.00$ |
| kurdish dress Category : Kurdish Dress Price : 190.00$ |
نمونه اسامی کردی برای دختران و پسران با ترجمه فارسی
اسامی برای دختران و پسران که در زبان کردی دارای معانی قشنگ و با مفهومی می باشند...

ادامه مطلب







